پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

323

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

شهرت ايشان در پاسخ كوتاه و پرمغز بود كه به هر پرسشى بيدرنگ پاسخ مىدادند . الكساندر خواست ايشان را بيازمايد بدينسان كه از هر يكى پرسش سختى نمايد و هر يكى كه پاسخ مناسبى ندهد سزاى او كشتن باشد و بزرگ‌ترين آنان را به داورى برگزيد « 1 » از نخستين پرسيد : آيا مردگان بيشتراند يا زندگان . پاسخ داد : زندگان . زيرا آنكه مرده‌اند هيچ نيستند . از دومى پرسيد : آيا در زمين جانوران بيشتر پديد مىآيد يا در دريا . پاسخ داد : در زمين . چرا كه دريا نيز بخشى از زمين مىباشد . پرسش از سومى اين بود : حيله‌گرترين جانوران كدامست . او پاسخ داد : آنكه هنوز مردمان به او دست نيافته‌اند . از چهارمى پرسيد : اينكه مردم را به شورش برمىانگيختى چه دليل به كار مىبردى . او پاسخ داد : دليلى جز اين نداشتم كه هر كسى بايد مردانه زيسته و گرنه مردانه بميرد . از پنجمى پرسيد : آيا شب بزرگ‌تر است يا روز . او پاسخ گفت : سرانجام روز يك روز بزرگ‌تر است . و چون ديد الكساندر سخن او را در نيافت و قانع نشد گفت :

--> ( 1 ) . اين داستان را فردوسى نيز در شاهنامه آورده ولى او مىگويد الكساندر همه پرسشها را از يك تن نمود و چنان كه شعرهاى شاعر را با اين داستان پلوتارخ بسنجيم خواهيم ديد در بسيارى از پرسشها و پاسخها تحريف هم رويداده .